admin
03-14-2007, 05:12 AM
كتاب المنطق از شش باب تشكيل شده است كه باب ششم آن از صناعات پنجگانه تشكيل شده است صناعات بر دو گونه است : علمي و عملي
صناعات پنجگانه از قبيل صناعات علمي است و نجاري و بافندگي و رانندگي در شمار فنون و مهارتهاي علمي قرار مي گيرد .
گفته شد هر قياسي داراي دو چيز است :
الف_ صورت : شكل و فرم و قالب قياس
باب پنجم عهدهدار بحث از صورت قياس و شرايط آن بود . در آن باب گفته شد اگر مقدمات قياس صادق و داراي شرايط هيأت باشند منتج است و مستلزم صدق نتيجه ميباشند . اما اينكه چه قضيهاي صادق و چه قضيهاي كاذب است در آن مطرح نشد .
ب_ ماده : يعني قضايايي كه به عنوان مقدمه در قياس به كار رفته است از جهت اينكه يقيني است يا غير يقيني , صادق است و يا كاذب و …
باب ششم كه نام صناعات خمس را به خود گرفته است عهدهدار بحث از ماده قياس است . در اين باب هيچ گونه بحثي درباره قياس نميشود.
به دو قياس زير توجه کنيد:
خط مستقيم زاويه منفرجه است
وهر زاويه منفرجه بزرگتر از قائمه است
:. پس خط مستقيم بزرگتر از زاويه منفرجه است
امروز 13 فروردين است
و هر 13 فروردين نحسی دارد
:.پس امروز نحسی دارد
اين دو قياس از حيث صورت هر دو يکسانند و در قالب قياس اقترانی شکل اول بيان شدهاند
اما نتيجه قياس اولی يقينی است چرا که هر دو ماده آن يقينی است ولی نتيجه قياس دوم باطل است چراکه کبرای آن از خرافات و موهومات است.
قياس دارای دو نوع تقسيمات است
الف- تقسيماتی که برای قياس از نظر شکل صوری است مثل:استثنايی ، اقترانی شکل اول و ...
ب- تقسيماتی که برای قياس از نظر ماده است
قياس از نظر ماده بر 5 قسم برهان ، جدل ، خطابه ، مغالطه ، و شعر تقسيم میشود مثلاً در دو مثال گذشته به قياس اول برهانی گفته میشود چون هر دو ماده آن يقينی است
و به قياس دوم جدلی گويند چون ماده کبری از موهومات است.
سوال : چرا قياس از نظر ماده پنج قسم پيدا ميكند ؟
جواب : سه علت باعث شده است كه قياس از نظر ماده اين پنج قسم را پيدا كند.
اين علتها عبارتند از :
الف_ چون مقدمات قياس مختلف ميباشند و اختلاف مقدمات سبب شده است كه قياس اقسام مختلفي پيدا كند .
ب_ چون نتيجههايي كه از قياس گرفته ميشود مختلف است و همه قياسها يك نتيجه نميدهند .
ج_ چون هر يك از صناعات غرض مخصوصي دارند و اين اختلاف غرض در قياس سبب پيدايش اين اقسام شده است.
صناعات پنجگانه از قبيل صناعات علمي است و نجاري و بافندگي و رانندگي در شمار فنون و مهارتهاي علمي قرار مي گيرد .
گفته شد هر قياسي داراي دو چيز است :
الف_ صورت : شكل و فرم و قالب قياس
باب پنجم عهدهدار بحث از صورت قياس و شرايط آن بود . در آن باب گفته شد اگر مقدمات قياس صادق و داراي شرايط هيأت باشند منتج است و مستلزم صدق نتيجه ميباشند . اما اينكه چه قضيهاي صادق و چه قضيهاي كاذب است در آن مطرح نشد .
ب_ ماده : يعني قضايايي كه به عنوان مقدمه در قياس به كار رفته است از جهت اينكه يقيني است يا غير يقيني , صادق است و يا كاذب و …
باب ششم كه نام صناعات خمس را به خود گرفته است عهدهدار بحث از ماده قياس است . در اين باب هيچ گونه بحثي درباره قياس نميشود.
به دو قياس زير توجه کنيد:
خط مستقيم زاويه منفرجه است
وهر زاويه منفرجه بزرگتر از قائمه است
:. پس خط مستقيم بزرگتر از زاويه منفرجه است
امروز 13 فروردين است
و هر 13 فروردين نحسی دارد
:.پس امروز نحسی دارد
اين دو قياس از حيث صورت هر دو يکسانند و در قالب قياس اقترانی شکل اول بيان شدهاند
اما نتيجه قياس اولی يقينی است چرا که هر دو ماده آن يقينی است ولی نتيجه قياس دوم باطل است چراکه کبرای آن از خرافات و موهومات است.
قياس دارای دو نوع تقسيمات است
الف- تقسيماتی که برای قياس از نظر شکل صوری است مثل:استثنايی ، اقترانی شکل اول و ...
ب- تقسيماتی که برای قياس از نظر ماده است
قياس از نظر ماده بر 5 قسم برهان ، جدل ، خطابه ، مغالطه ، و شعر تقسيم میشود مثلاً در دو مثال گذشته به قياس اول برهانی گفته میشود چون هر دو ماده آن يقينی است
و به قياس دوم جدلی گويند چون ماده کبری از موهومات است.
سوال : چرا قياس از نظر ماده پنج قسم پيدا ميكند ؟
جواب : سه علت باعث شده است كه قياس از نظر ماده اين پنج قسم را پيدا كند.
اين علتها عبارتند از :
الف_ چون مقدمات قياس مختلف ميباشند و اختلاف مقدمات سبب شده است كه قياس اقسام مختلفي پيدا كند .
ب_ چون نتيجههايي كه از قياس گرفته ميشود مختلف است و همه قياسها يك نتيجه نميدهند .
ج_ چون هر يك از صناعات غرض مخصوصي دارند و اين اختلاف غرض در قياس سبب پيدايش اين اقسام شده است.